وقت مطالعه ندارم!

از وقتی به قدرت مطالعه و تاثیر آن در تعالی فردی ایمان آوردهام، سعی کردهام دیگران را نیز تشویق به مطالعه کنم. شاید فکر کنید من همیشه یک مطالعهگر قهار بودهام. اما واقعیت اینست که اینطور نیست. بیشتر کتابهایی که خواندم بسیار تخصصی بودند و معمولاً برای پیشرفت در حوزه کاریام به آنها پرداخته بودم. احساس میکردم مطالعه رمان وقت تلف کردن است (البته هنوز هم نسبتاً اینطور فکر میکنم!). اما اشکال بزرگ من در مطالعه این بود که زود خسته میشدم و باید کاری جدید را شروع میکردم. این باعث میشد تمام کردن هر کتاب وقت بسیار زیادی از من بگیرد. این را بگذارید کنار تمایلم برای خواندن واو به واو کتاب و تعمق در آن. و این یعنی گاهی یکسال مطالعه ناپیوسته برای تمام کردن کتابی ۲۰۰ یا ۳۰۰ صفحهای!

اما از وقتی با کتابخوانی الکترونیکی یا همان کیندل محصول کتاب خوان آمازون (یا معادل ایرانی و عالی آن اپلیکیشن فیدیبو) آشنا شدم که بیراه نیست بگویم کتابخانهای به وسعت بی نهایت است، و همچنین از خواندن کتابهای الزاماً تخصصی و کاری به سمت کتابهای علوم انسانی هم رفتم، به محض اینکه از خواندن کتابی خسته میشدم، سراغ موضوعی دیگر میرفتم که برایم در آن لحظه جذاب تر بود (با این روش در هر زمان تقریباً ۵ یا ۶ کتاب را به طور موازی میخوانم اما نه بیشتر). با اینکه هنوز هم به اندازه کافی مفید نمیخوانم ولی خوشبختانه به میمنت مطالب جدیدی که یاد میگرفتم، عطش مطالعه در من روز به روز بیشتر میشد و این باعث شد مطالعه بخشی از زندگی من باشد هرچند گاهی کم.

دلیل اصلی اینکه فرد نه چندان کتاب خوانی مثل من به یک طرفدار آتشین مطالعه تبدیل شده است صرفاً “خواستن” بود. خواستنی که حاصل از لذت یاد گرفتن بود. باور دارم اگر نمیخواستم هیچ پندی و هیچ فردی براحتی نمیتوانست من را متقاعد کند. به نظر من دلیل اصلی اینکه کتاب نمیخوانیم و بخصوص سرانه کتاب خواندنمان در جهان خجالت آور است همین نخواستن است نه وقت نداشتن.

زمانی که هنوز کتاب خواندن جزئی از برنامه روزمرهام نبود، یکی از همکاران سختکوشم اپلیکیشنی را به نام نوار به من معرفی کرد. این اپلیکیشن فوقالعاده امکان خرید قانونی کتابهای صوتی را به کاربران میدهد و پس از خرید میتوانند هر کجا که دلشان خواست بجای خواندن، به گوش کردن کتاب بپردازند. روزی که آن همکار نوار را به من و سایر همکاران معرفی کرد تقریباً بی توجه به آن از کنارش گذشتم. دلیل اصلیش این بود که من نمیخواستم کتاب بخوانم. و خب راه بهتری برای کتاب خواندن به چه کارم می آمد؟!

بعد از اینکه کم کم سعی کردم کتاب خواندن را ولو کم در زندگی روزمره بگنجانم، چالش مهمم این بود که چطور حین ورزش در باشگاه و صدای بلند موزیک کتاب بخوانم! نه از بابت اینکه دیوانه کتاب خواندن شده بودم و از هیچ فرصتی چشم پوشی نمیکردم. بلکه از این بابت که تمرینات هوازی مربی سختگیرم بسیار خسته کننده بود. آخر چطور میشود آدم ۲۰ دقیقه به خودش جلوی آینه زل بزند و راه برود! به نظر من اکثر افرادی که به باشگاه میآمدند به همین دلیل مشترک هوازی را میپیچاندند! اما طولی نکشید که راه حلی یافتم! هوازی را صرفاً با دوچرخه ثابت انجام میدادم و با قراردادن گوشی بصورت ثابت روی دوچرخه و استفاده از اپلیکیشن کیندل، به خواندن کتاب دلخواهم میپرداختم. شاید باور نکنید چطور با آن صدای وحشتناک موزیک، میشود تمرکز کرد اما توانستم تمام فکرم را حین تمرینات هوازی حتی روی موضوعات عمیق متمرکز کنم. نتیجه این شد که برای مدتی هوازیهای ۱۰ الی ۱۵ دقیقهای به یکساعت و حتی بیشتر رسید و برای رفتن به باشگاه ذوق پیدا کردم. چون بالاخره میتوانستم مفید ترین یکساعتم را به مطالعه تخصیص دهم چون حتی اگر خسته میشدم راهی برای فرار از آن نداشتم.

اما به دلایلی این راه خیلی دوام نداشت. خسته شدن چشم، تاکید مربی به انجام سایر تمرینات هوازی که امکان خواندن در آنها میسر نبود و همچنین سخت بودن تمرکز بخصوص وقتی خسته بودم. اما چون خواستن من همچنان دوام داشت در ضمیر ناخودآگاهم بدنبال راه حل بودم. تا اینکه بر اثر جستجو در گوگل رسیدم به همان اپلیکیشنی که مدتهای مدید قبل، همکارم معرفی کرده بود اما از آن استفاده نکرده بودم. حالا بسیار بهتر هم شده بود و خیلی سریع به استفاده از آن مشغول شدم. همین الان که این متن را مینویسم از ۲ ساعت مطالعه صوتی در باشگاه آمدهام و احساس میکنم این ۲ ساعت، از مفیدترین ساعتهای زندگیم است. تا حدی که احساس دلسوزی میکنم برای همه ورزشکارانی که اینهمه مدت در باشگاه صرفا ورزش میکنند و موزیک گوش میدهند (کاملاً حق میدهم اگر بگویید بی جنبهام)!

همانطور که پیشتر گفتم، از وقتی به خواندن ارادت پیدا کردم همواره به دیگران هم توصیه میکردم که بخوانند. ولو کم ولو صرفا یکساعت و در انتهای هفته. روزی که به یکی از همکاران صمیمیام گفتم چرا کتاب نمیخوانی، گفت اولاً وقت ندارم و از طرفی در طول روز به اندازه کافی خبر و تحلیل بورسی و غیره از رسانههای مختلف (البته بدلیل ماهیت کاری) همچون تلگرام میخوانم. در مورد دلیل دوم به نظر من خواندن روزنامه، خبر در تلگرام و امثالهم اصلاً اثرات مطالعه کتاب را ندارد و لذا از نظر من مطالعه نیست. اما الان باور دارم دلیل اول یعنی همان وقت ندارم معروف صرفاً بدلیل نخواستن است ولاغیر! اگر بخواهید حتی در فاصله چند دقیقهای که پیادهروی الزامی روزانه را انجام میدهید میتوانید کتاب صوتی گوش کنید. و این مقدمه شروع سفر در مسیر تعالی فردی است.

از آن همکار خواهش کردم ۱ ساعت در آخر هفته مطالعه کند. قبول نکرد. گفتم نیم ساعت. باز هم قبول نکرد زیرا همچنان اعتقاد داشت “من وقت مطالعه ندارم”. اصرار کردم ۱۰ دقیقه آنهم در آخر هفته! بالاخره قبول کرد! شک ندارم ان شاءالله اگر به همین ده دقیقه پایبند باشد ولو آهسته اما بالاخره سفرش را آغاز میکند.

4 دیدگاه در “وقت مطالعه ندارم!

  1. این متن متعلق به دو سال پیش است…
    من بسیار استفاده کردم و امیدوار شدم به یافتن وقت مطالعه که سالهاست از نداشتنش گله دارم،

    سپاسگزارم.

    1. سلام میبخشید دیر کامنتتون رو دیدم. البته عرض کنم که اعتقاد ندارم زیاد مطالعه کردم این یک چیز نسبیه.
      اما در مورد کاربرد باید عرض کنم که حلوای تن تنانی تا نخوری ندانی!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *